۱۳۸۷ شهریور ۹, شنبه

کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه. سؤال ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید
1- از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می دهید؟


2- حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می کنید؟

3- شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یک حیوان غایب کیست؟

4- باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می کنید؟
----------------------------------------------------------------------------------------


جواب 1 : درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را داخل یخچال می گذاریم و سپس درب آن را می بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

جواب 2 : آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می کنیم و فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم؟
نه! این درست نیست!
پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را از یخچال خارج می کنیم. فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن بر تصمیم گیری های بعدی تان فکر می کنید یا خیر.

جواب 3 : اگر پاسخ داده اید که اسکار برادر کوچک شیرشاه حیوان غایب است باز هم اشتباه کرده اید. یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.
اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده اید نگران نباشید. هنوز یک سؤال دیگر مانده است.

جواب 4 : خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل ها؟ آن ها الان در جلسه ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه های قبلی خود درس می گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر!
خود-کارآیی self-Efficac
مفهوم «خود-کارآیی» در مرکز نظریه شناخت اجتماعی آلبرت بندورا، روان‌شناس معروف، قرار دارد. نظریه بندورا بر نقش یادگیری مشاهده‌ای، تجربیات اجتماعی و جبرگرایی تقابلی در رشد شخصیت تأکید دارد.
براساس نظر بندورا، نگرش‌ها، توانائی‌ها و مهارت‌های شناختی هر فرد، تشکیل دهنده چیزی است که «سیستمِ خود» (self-system) نامیده می‌شود. این سیستم در چگونگی درک ما از شرایط مختلف و چگونگی رفتار ما در واکنش به آن‌ها، نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. خود-کارآیی، بخش مهمی از این «سیستمِ خود» است.
خود-کارآیی چیست؟
به گفته آلبرت بندورا، خود-کارآیی عبارت است از: «اعتقاد یک نفر به قابلیت‌های خود در سازماندهی و انجام یک رشته فعالیت‌های مورد نیاز برای مدیریت شرایط و وضعیت‌های مختلف» (1995). به عبارت دیگر، خود-کارآیی، اعتقاد یک فرد به توانایی خود جهت موفق شدن در یک وضعیت خاص است. به عقیده بندورا این اعتقاد، عامل تعیین کننده چگونگی تفکر، رفتار و احساس افراد است (1994).
از سال 1977 که بندورا مقاله «خود-کارآیی: به سوی یک نظریه یکنواخت برای تغییر رفتار» را منتشر نمود، این موضوع به صورت یکی از موضوعات روز روان‌شناسی درآمده و مطالعات بسیاری روی آن صورت گرفته است. چرا خود-کارآیی چنین موضوع مهمی در بین روان‌شناسان و آموزشگران شده است؟ همان گونه که بندورا و سایر پژوهشگران نشان داده‌اند، خود-کارآیی می‌تواند تقریباً بر روی همه چیز، از حالات روانی گرفته تا رفتارها و انگیزه‌ها تأثیر داشته باشد.
نقش خود-کارآیی
تقریباً همه افراد می‌توانند تشخیص دهند که چه هدف‌هایی را می‌خواهند به انجام رسانند، چه چیزهایی را می‌خواهند تغییر دهند و به چیزهایی می‌خواهند دست یابند. با وجود این، اغلب افراد قبول دارند که به مرحله عمل رساندن این برنامه‌ها کار ساده‌ای نیست. بندورا کشف کرد که خود-کارآیی هر فرد، نقش عمده‌ای در چگونگی رویکرد و نگرش او به هدف‌ها، وظایف و چالش‌ها دارد. افرادی که دارای حس قوی خود-کارآیی باشند:
به مسائل چالش برانگیز به صورت مشکلاتی که باید برآن‌ها غلبه کرد می‌نگرند.
علاقه عمیق‌تری به فعالیت‌هایی که در آن‌ها مشارکت دارند نشان می‌دهند.
تعهد بیشتری نسبت به علائق و فعالیت‌هایشان حس می‌کنند.
و به سرعت بر حس یأس و نومیدی چیره می‌شوند.
کسانی که حس خود-کارآیی ضعیفی داشته باشند:
از کارهای چالش برانگیز اجتناب می‌کنند.
عقیده دارند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از حدّ توانائی و قابلیت آن‌هاست.
بر روی ناکامی‌های شخصی و نتایج منفی تمرکز می‌کنند.
و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابلیت‌ها و توانائی‌های شخصی‌شان را از دست می‌دهند. (بندورا 1994).
منابع خود-کارآیی
خود-کارآیی چگونه به وجود می‌آید؟ شکل‌گیری این اعتقاد از اوایل دوران کودکی و زمانی که کودک با تجربیات، وظایف و شرایط مختلف برخورد می‌کند، شروع می‌شود. امّا رشد خود-کارآیی در دوران جوانی خاتمه نمی‌یابد و تکامل آن در تمام طول زندگی، همچنان که افراد مهارت‌ها، تجربیات و درک جدیدی به دست می‌آورند ادامه می‌یابد. (بندورا، 1992)
به گفته بندورا چهار منبع عمده برای خود-کارآیی وجود دارد:
تجربیات موفق
«موثرترین راه برای رشد یک حس قوی کارآیی، از طریق تجربیات موفق است.» (بندورا 1994). انجام موفقیت‌آمیز یک کار، حس خود-کارآیی ما را تقویت می‌کند. از سوی دیگر، ناکامی در مواجهه با یک وظیفه یا چالش می‌تواند به تضعیف حس خود-کارآیی منجر گردد.
مدل‌سازی اجتماعی
مشاهده موفقیت دیگران در انجام یک کار، منبع مهم دیگری برای ایجاد حس خود-کارآیی است. به گفته بندورا: «مشاهده این که آدم‌های مشابه خودمان با تلاش پیگیر به دستاوردهای موفقی نائل می‌شوند این اعتقاد را در مشاهده‌گر تقویت می‌کند که او نیز دارای قابلیت‌هایی است که می‌تواند از عهده فعالیت‌های مشابه به نحو موفقیت‌آمیزی برآید.» (1994)
ترغیب اجتماعی
بندورا اظهار می‌دارد که افراد از طریق ترغیب و تشویق دیگران نیز می‌توانند متقاعد شوند که دارای مهارت‌ها و قابلیت‌های لازم برای موفقیت می‌باشند. زمانی را به یاد آورید که گفته‌های مثبت و برانگیزاننده یک نفر به شما در دستیابی به هدفتان کمک کرده باشد. تشویق کلامی دیگران به فرد کمک می‌کند که شک و تردید
نسبت به توانائی‌های خود را کنار بگذارد و تمرکز خود را بر تلاش جهت انجام کار مورد نظر معطوف نماید.
واکنش‌های روانی
واکنش‌هایی هیجانی و روانی ما نسبت به شرایط و وضعیت‌های مختلف نیز نقش مهمی در خود-کارآیی ایفاء می کند. خلق و خو، حالت‌های هیجانی، واکنش‌های فیزیکی و سطح استرس، همگی می‌توانند بر چگونگی حس یک فرد نسبت به توانائی‌های شخصی خود در یک وضعیت خاص، تاثیر بگذارند. فردی که پیش از سخنرانی در جلوی جمع، به شدّت عصبی و ناآرام می‌شود، دارای حس ضعیف خود-کارآیی در این شرایط و وضعیت است. بندورا در این زمینه می‌گوید: «نه تنها شدّت واکنش‌های هیجانی و فیزیکی بلکه چگونگی درک و تفسیر آن نیز اهمیت دارد.» (1994). با یادگیریِ به حداقل رساندن میزان استرس به هنگام مواجهه با وظایف دشوار و چالش برانگیز، می‌توان حس خود-کارآیی را تقویت کرد.

۱۳۸۷ شهریور ۳, یکشنبه

نقش شما در پيشرفت کشور چيست؟
مدتی پيش در يکی از شرکتهای پيمانکاری خصوصی پروژه ويژه ای طرح می شود و به تمام کارمندان اعلام می شود در صورتيکه بتوانند اين پروژه را پيش از عيد به اتمام برسانند پاداش قابل توجهی معادل سه برابر حقوق ماهيانه به آنان پرداخت خواهد شد.مبلغ اين پاداش برای مديران معادل شش ماه حقوق و مزايا خواهد بود.
در کمال ناباوری اين پروژه در زمان خواسته شده به اتمام می رسد و مدير عامل شرکت در نامه ای به شرح زير از مدير پروژه می خواهد تا چهار نفر را که نقش مهم تری در اجرای اين طرح داشته اند برای دريافت اين پاداش به مديريت اعلام کند:جناب آقای ...
اکنون که به حول و قوه الهی و تحت لوای توجهات ولی عصر (عج)و به همت والای کارشناسان توانمند ايرانی و مديريت نمونه جنابعالی و همچنين همکاری طرف خارجی اين پروژه با موفقيت به اتمام رسيده است لطفا اسامی چهار نفر از از همکاران را برای ابراز تشکر و قدردانی به اينجانب اعلام فرماييد.
مدير پروژه تحت تاثير احتمالی الکل يا مواد مخدر يا جنون ادواری اسامی زير را به مدير عامل اعلام می کند:۱-خانم س- م
۲-خانم ف- ه
۳-خانم ز- ع
۴- آقای م- د
مدير عامل در ذيل نامه پاراف می کند:
جناب آقای ....
احتمالا اشتباهی در اين خصوص رخ داده است. چون به غير از رديف شماره چهار، آقای م- د هيچ يک از اسامی اعلام شده کارمند اين شرکت نمی باشند.
مدير پروژه در نامه زير توضيح ميدهد:
احتراما به عرض می رسد:
۱- سرکار خانم س- م همسر مهندس ج مديريت محترم کارخانه می باشند. پس از بررسيهای به عمل آمده و البته ضمن تشکر از خود آقای مهندس ج جا دارد جايزه ويژه به سرکار خانم س- م به خاطر پشتکار مثال زدنی و فشار بيش از حد تحمل ايشان به آقای مهندس ج جهت تبديل خودروی پژو ۴۰۵ به زانتيا و تعويض سرويس مبلمان منزل در آستانه سال جديد که به ناچار باعث اقدام عاجل آقای مهندس ج برای تهيه منابع مالی مورد نياز گرديده به ايشان اهدا گردد.
۲- هر چند نميتوان از نقش دانش مهندسی شخص آقای وينچنزو کارشناس مقيم طرف خارجی در اجرای به موقع تعهدات شرکت گذشت اما به نظر اينجانب جايزه ويژه بايد به رفيقه ايرانی ايشان، سرکار خانم ف- ه به خاطر فعاليتهای شبانه روزی !! و خستگی ناپذير و ابراز محبت به سبک داغ شرقی که فراهم کننده زمينه حضور پی در پی و به موقع آقای وينچنزو در ايران می باشد تعلق گيرد. در ضمن با اينکه در مورد نيت اصلی خانم ف- ه در تلاش برای مسلمان کردن آقای وينچنزو شبهاتی وجود دارد اما حتی اگر اين عمل به قصد ازدواج و گرفتن پاسپورت اسپانيايی صورت گرفته باشد باز هم از نظر اجر معنوی هم پای آزاد کردن يک برده در راه خدا بوده و تقاضا دارم ايشان برای تقدير و تشکر سوپر ويژه به انجمن اسلامی شرکت معرفی گردند.
۳- در مورد خانم ز- ع که ايشان همسر آقای مهندس ق مدير شيفت شب پروژه می باشند: البته تجربيات چندين ساله آقای مهندس ق در اجرای اين پروژه بی تاثير نبوده اما بايد توجه داشت اگر نق نق ها و غرغر های بی وقفه خانم ز- ع و تيم همراه شامل دو دختر خانم و يک آقا پسر ايشان وجود نداشت هرگز زمينه فرار آقای مهندس از منزل و اقامت رضايتمندانه شبانه ايشان در محل اجرای پروژه و در نتيجه نظارت دائم بر کار کارگران شيفت شب فراهم نميگرديد.
۴- با توجه به اينکه آقای م- د مدير محترم تدارکات مجرد می باشند جايزه ايشان بايد به کليه دختر خانم های هلو و تو دل بروی موجود در شهر که موجب ايجاد حس نيازمندی شديد برای تجهيز منزل مجردی به کاناپه تختخوابشوی دو نفره، نصب وان جکوزی دار حمام و سيستم صوتی روی خودرو و خريد سومين خط موبايل در آقای م- د گرديده تعلق گيرد. اما چون متاسفانه دسترسی به دخترخانم های فوق الذکر برای اينجانب مقدور نميباشد پيشنهاد می گردد جايزه ويژه به خود ايشان تعلق گيرد تا اين مبلغ را هر طور که صلاح ميدانند بين آنان تقسيم نمايد.
با تشکر مديريت پروژه پارس شمال شرقی!

۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه

حساسیت خودرو به بستنی وانیلی
بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود.
شرح حكايت
مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.
آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟
يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟
بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهر است.

۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه

مهندسي و مدیريت

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : "بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ ﹾ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ ﹾ۳۷ هستید."
مرد بالن سوار : " شما باید مهندس باشید."
مرد روی زمین : "بله، از کجا فهمیدید؟؟"
مرد بالن سوار : " چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : " شما باید مدیر باشید. "
مرد بالن سوار : " بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"
مرد روی زمین : " چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا میخواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.
واقعیت این است که شما هنوز در موقعیت قبلی هستید ؛ هر چند ممکن است من در بیان موقعیت شما چند میلیمتر خطا داشته باشم!"
به نام هستی بخش مهربان
با سلام خدمت همه بزرگوارانی که وبلاگ من رو مطالعه میکنند. در این وبلاگ برنامه من ارائه یک سری اطلاعات مدیریتی و رفتاری در سطح عموم ِ .امیدوارم در این راه بتونم موفق باشم و البته روی نظرات شما حساب ویژه ای باز کردم. از همکاری همه عزیزانی که با راهنمایی هاشون به من کمک میکنند ، صمیمانه سپاسگذارم.
برنامه بعدیِ من اینِ که در آینده نزدیک با همین روش و سطحی تخصصی تر بتونم یه سایت مستقل رو راه اندازی کنم. ان شاءالله