۱۳۸۷ شهریور ۱۸, دوشنبه

نگرشی بر چالش های مدیران سازمان ها در قرن بیست و یکم - قسمت سوم (پایانی)
رویارویی با مسائل بین المللی
یکی ازمسائل مهم بین المللی برای مدیران شناخت تفاوت های فرهنگی کشورهای مختلف می‌باشد. این عبارت مشهور که «در رم باید همانند رومی ها عمل کرد» اساس و مبنای این موضوع است که چرا باید تفاوت ملتها را درک کرد. ملتها و کشورها متفاوت اند، و این یک واقعیت محض است. مدیرانی که بتوانند این مطلب را درک نمایند، به هنگام کار با مردم کشورهای دیگر می توانند شیوه‌ی مدیرت خود را تغییر داده، تعدیل نمایند تا به صورتی اثر بخش تر انجام وظیفه کنند ( البته در مقایسه با کسانی که به تفاوتهای فرهنگی ملتها توجه نمی کنند) مدیران آگاه و آنها به تفاوتهای ملی مردم کشورهای مختلف توجه می کنند خوب می دانند که در هر کشوری چه شیوه ای از مدیریت را باید در پیش گیرند.
برای مثال، آنها خوب می دانند که بریتانیایی‌ها به حفظ حریم شخصی اهمیت می دهند بنابراین سعی می کنند درباره مسائل شخصی افراد پرسشی مطرح نسازند و به اصطلاح وارد حریم شخصی اهمیت می دهند بنابراین سعی می کنند درباره مسائل شخصی افراد پرسشی مطرح نسازند و به اصطلاح وارد حریم شخصی آنها نشوند. بر عکس اگر در یونان دربار‌ه‌ی مسائل شخصی افراد پرسشی بشود یک امر عادی به نظر می‌آید و دلیلی است بر این که فرد به دیگر یا اهمیت می دهد. در دانمارک چون فردی مورد خطاب قرار گیرد باید از عنوان تخصصی و حرفه ای او استفاده کرد، ولی در یونان از ذکر عنوان تنفر دارند. در ژاپن همه‌ی معاملات و داد و ستدهای بازرگانی و تجاری با مبادله رسمی کارت شروع می شود، ملی مدیر آگاه می داند که در ایتالیا کسی چنین انتظاری از فرد ندارد. ایتالیایی ها به کارت تجاری اهمیت نمی دهند‌. اگر چه ماه اوت در بسیاری از کشورها یکسان است، ول مدیران خوب می دانند که در این ماه نباید به کار داد و ستد در فرانسه بپردازند. فرانسوی ها در این ماه به مسافرت و گذراندن تعطیلات تابستانی می روند‌. اگر چه در بریتانیا به اصلاح وقت طلاست و افراد وقت شناس هستند ولی چون مدیر به اسپانیا وارد شود نباید تأخیر 20 یا 30 دقیه ای را جدی بگیرد در فرهنگ اسپانیایی وقت شناسی ارزش چندان زیادی ندارد.
متأسفانه گفتن این مطلب که چون در روم بودی باید همانند رومی ها عمل کنی بسی آسان تر از نفس عمل است. به بیان دیگر یک ایرانی شاید بداند که یونانی ها، دانمارک یها و اسپانیولی ها تفاوتهای زیادی با ایرانی ها دارند ولی جنبه های تفاوت آنها را به صورت دقیق نمی داند‌. اگر مدیران ایرانی بخواهند در سیستم اقتصادی جهانی موفق باشند درک ویژگیهای مشترک یک ملت در درون و مرزهای شناخته شده از اهمیت زیادی برخوردار است.
پیشرفت تکنولوژی و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی :
تعداد زیادی از صاحبنظران در امور جهانی‌، بیش از ده سال است که می گویند جهان به صورت یک دهکده جهانی در آمده است. برای مثال حمل و نقل و ارتباطات، هواپیماهای مافوق صوت، شبکه‌های کامپیوتری و تلفن بین ‌الملل و سخن پراکنی‌هایی که از ماهواره ها استفاده می کنند، این وضع را پیش آوردند که افراد بتوانند به راحتی و با سرعت از قاره های دیگر بازدید به عمل آورند. از نظر اقتصادی فاصله ها از بین می رود، مرزهای ملی ناپدید می گردد و موانع عمده بر سر راه داد و ستد از میان برداشته می شود. با پیدایش دهکده جهانی نمی توان به راحتی مشخص کرد که یک محصول با کالا به کدام کشور تعلق دارد. برای مثال فرض بر این این است که هوندا یک شرکت ژاپنی است‌، ولی اتومبیل مدل آکورد را در اوهایو امریکا تولید می کند.
شرکت اتومبیل سازی فورد Ford که دفتر مرکزی آن در دیترویت امریکا قرار دارد اتومبیل مدل مرکوری را در مکزیکو تولید می کند. برخی از شرکتهای به اصطلاح آمریکایی، مثل جنرال تایر در واقع به تملک خارجیها در آمده اند. سیستم اقتصاد جهانی برای مدیران مسائل و مشکلاتی به وجود می آورند که آنها در واحدهای موجود و در درون مرزهای یک کشور هرگز با آن مشکلات رو به رو نمی شوند. مدیران با سیستم های سیاسی، حقوقی و قانونی متفاوت رو به رو می شوند. از نظر سیاست های مالیاتی و جویا محیط اقتصادی باید با شرایط جدیدی دست و پنجه نرم کنند. هم چنین آنها باید با فرهنگ های ملی متفاوت رو به رو شوند ( یعنی ارزشهای اصولی و روشهایی که از وجوه مشخصه هر کشوری است) که با بسیاری از انها و آنچه را که آنان یک عمر بدان عادت کرده‌اند، تفاوت فاحش دارد.
تأثیر فرهنگ های مختلف بر اقتصاد کشورها:
از متداولترین چهارچوبهایی که برای تفکیک و تشخیص فرهنگ ها از یکدیگر بکار برده می شود. ملاک های زیر می باشند؛
الف ـ فرهنگ و زمان : جوامع از دیدگاه ارزشی که برای زمان قائل می شوند، با هم متفاوت اند، برای مثال در جوامع غربی، زمان به عنوان یکی از منابع نایاب تلقی می شود، آنان بر این باورند که «وقت طلاست» بنابراین باید از آن کمال استفاده را نمود. امریکایی ها به زمان حال و آینده نزدیک توجه زیادی می کنند. شاید به همین علت باشد که نتیجه فعالیتها و عملکردهای سازمان ها را در دوره‌های کوتاه مدت و میان مدت می‌سنجند و آنها را ارزیابی می کنند. در یک نمونه از سازمان در امریکای شمالی، افراد و اعضاء هر شش ماه یا هر سال یک بار مورد ارزیابی قرار می گیرند. بر عکس در ژاپن، ارزیابیها در دوره های بلند مدت تر صورت می گیرد و این موضوع در روشهای ارزیابی آن مکان منعکس می شود. معمولاً به کارکنان ژاپنی ده سال یا مدت زمان بیشتری وقت داده می شود تا خود را نشان دهند و ارزش خود را بالا ببرند.
سایر جوامع دیدگاههای دیگری نسبت به زمان دارند. برخی به گذشته توجه می کنند‌. برای مثال ایتالیایی‌ها سنت پرست هستند و همواره می کوشند تا سنت ها و روایدهای تاریخی خود را زنده نگه دارند.
آگاهی از دیدگاه جامعه نسبت به زمان، انسان را قادر می سازد تا بتواند در آن جامعه به اهمیت مرزهای زمانی پی ببرد و انها را تعیین کند، یعنی این که آیا در آن محیط برنامه ریزیها بلند مدت است؟ عملکرد فرد پس از چه زمانی ارزیابی می شود؟ و این که تأخیر چه مفهومی دارد؟
ب ـ ماهیت مردم : آیا از دیدگاه فرهنگ مورد نظر، مردم آن دیار خوب، بد یا ترکیبی از هر دو هستند؟ در بسیاری از کشورهای جهان سوم اصولاً مردم خود را امین، صادق و قابل اعتماد می‌دانند. از سوی دگیر در اتحاد جماهیر شوروی سابق چنین پنداشته می شد که مردم اصولاً شرور و بد ذات هستند. دیدگاه فرهنگ آمریکایی شمالی درباره مردم آن دیار، در وسط این طیف قرار داد. در آن جوامع تصور یا پنداشت بر این است که اصولاً مردم خوب هستند ولی اعضای آن جامعه ها فکر می کنند که باید همواره مواظب باشند تا دیگران از خوبی آنان سوء استفاده نکنند. به سهولت می توان مشاهده کرد که دیگاه یک فرهنگ نسبت به طبیعت و خطرات مردم، چگونه می‌تواند بر شیوه مدیریت در آن جامعه اثر بگذارد. در جوامعی که پنداشته می شود مردن طبیعتاً شرور و پست هستند، نوع حکومت دیکتاتوری است، د رجوامعی که برای ارزشهای انسانی احترام قائل می‌شوند و به آنها اعتماد می کنند، نوع مدیریت یا حکومت جنبه‌ی مردمی یا دموکراتیک دارد. در فرهنگ های مختلط، در مدیریت رهبری جامعه یا سازمان به مشارکت افراد و اعضای سازمان اهمیت داده می شود، ولی کنترل شدیدی اعمال می شود تا موارد انحراف به سرعت مشخص و اصلاح شود.
ج : توجه به کار و فعالیت : در هر جامعه ای بسیاری از مردم اهل کار و به اصطلاح مرد عمل هستند و همواره بر انجام کارها تأکید می کنند. در برخی از جامعه ها به زمان و خوش گذرانیدن توجه می نمایند و همواره می کوشند از همه لحظه ها لذت ببرند و باز این که مردم بعضی از جوامع می کوشند بر هوای نفس غالب آیند و به اصطلاح قدر «لذت ترک لذت» را میدانند. مردم ژاپن اهل کار و عمل هستند آنها بسیار کوشا هستند و مایل اند نتیجه کار خود را به صورت ارتقای مقام، افزایش حقوق و پاداش و سایر شکلها ببینند. از سوی دگیر اهالی مکزیک به زمان حال و خوشگذرانیدن توجه می کنند ساعتهای بسیار زیادی صرف ناهار می کنند و در بعد ازظهرها کار چشمگیر انجام نمی دهند‌. فرانسوی ها بر منطق، استدلال و اقدامات بخردانه تأکید می کنند.
درک جهت گیری جامعه به کار و فعالیت موجب می شود که بتوان مشخص کرد مردم یک کشور چه اهمیتی به شیوه‌ی انجام کار و تفریح و سرگرمی می دهند، چگونه تصمیم می گیرند و پاداشها را بر چه اساسی پرداخت می کنند؟ برای مثال‌، در فرهنگهایی که بر کار، فعالیت یا اقدامات معقول و بخردانه تأکید می شود، مردم بیشتر اهل عمل هستند و در فرایند تصمیم گیری به روشهای بخردانه عمل می کنند.
د ـ رابطه افراد با یکدیگر : میتوان فرهنگها را بر اساس اینکه چه کسی مسئولیت رفاهی مردم را بر عهده دارد، طبقه بندی کرد. مثلاً امریکاییها بسیار فرد گرا هستند. آنها برای معرفی خود از شخصیت فردی و دستاوردهایشان استفاده می کنند. آنان بر این باورند که در کسی مسئولیت خویش را بر عهده دارد. در کشورهای مثل مالزی به گروه توجه می شود در این کشورها در گردهمایی های مذهبی و در آهنگهای مذهبی به مسأله اتحاد، وفاداری به جامعه و کشور «به اصطلاح، همگی به صورت ید واحده در آمدن» تأکید زیاد می شود. در کشورهایی چون فرانسه و بریتانیا جهت گیری به گونه‌ی دیگری است. اها به طبقات اجتماعی و ست های سازمانی توجه می‌کنند. در این کشورها، افراد در سلسله مراتب سازمانی و اداری قرار می گیرند و معمولاً پست یا مقام اداری فرد یا گروه برای یک دوره‌ی زمانی نسبتاً طولانی ثابت می ماند. این جوامع حالت اشرافیت و خود بزرگ بینی به خود می گیرند. برای طرح ریزی مشاغل، شیوه های تصمیم گیری، تعیین الگوها یارتباطی سیستم های پرداخت حقوق، مزایا و پاداش و تعیین رویه ها و روشهای اجرایی در سازمان، گرایش فرهنگی جوامع نقش مهمی ایفا می کند. برای مثال، در جوامع فرد گرا در گزینش کارگر و کارمند به مسأله توان یا عملکرد فرد توجه می شود و در جوامعی که برای گروه ارزش قائل می شوند، مسأله همکاری با دیگران اهمیت زیادی دارد. در جوامعی که به صورت طبقات اداره می شوند یا فرهنگ طبقاتی بر آنها حاکم است مسأله گزینش‌، به وضع داوطلب برای کارکردن در سازمان از نظر نوع طبقه اجتماعی‌، بستگی دارد.
هـ مفهوم مکان و فضا : مالکیت مکان آخرین موضوعی است که مورد توجه مدیران قرار می‌گیرد. بعضی از فرهنگها بسیار باز هستند و کارها را در محیطی باز و در حضور همکاران انجام می دهند. نکته مقابل آن فرهنگهایی هستند که اصرار دارند امور به صورت خصوصی صورت گیرد و به همه چی جنبه سر و رمز و راز می دهند. جوامعی هم هستند که دارای ترکیبی از این دو روش می باشند و بین اسن دو قطب قرار می گیرند.
سازمانهای ژاپنی منعکس کننده طبیعت باز جامعه خود می باشند. برای مثال، در آن کشور به‌ندرت امکان دارد که مدیران و مقامات سازمانیع دفاتر خصوصی و مجللی داشته باشند مدیران و کارمندان در یک اتاق کار می کنند و میزهای آنان به وسیله‌ی دیوارهای چوبی از یکدیگر جدا نمی‌شوند‌. در امریکای شمالی هم، سازمانها منعکس کننده ارزشهای فرهنگی هستند در این سازمانها برای نشان دادن مقام و اصالت فرد مدیران دارای دفاتر و اتاقهای خصوصی هستند. در این سازمانها برای نشان دادن مقام و اصالت فرد مدیران دارای دفاتر و اتاقهای خصوصی هستند. نشستهای مهم، پشت در اتاق بسته انجام می شود. اغلب اتاقهای بزرگ و مجلل اختصاصی یه مقامات بالای سازمان داده می شود.
د رجوامعی که حالت ترکیبی از دو فرهنگ یاد شده دارند، میز افراد و کارکنان سازمان در اتاقهای نسبتاً بزرگی قرار می گیرد که با دیوارهای تقریباً 2 متری غالباً چوبی از یکدیگر تفکیک می‌شود، و بدین گونه به این افراد نوعی فضای محدود خصوصی داده می شود. به هنگام طرح‌ریزی مشاغل نو ارتباطات در سازمان، مسأله نگرش جامعه از فضای کار، اهمیت زیادی دارد. شناخت تفاوتهای فرهنگی کشورهای مختلف و شناخت سایر چالشها مطرح شده در این مقاله توسط مدیران سازمانهای خدماتی و تولیدی کشور ما، این زمینه را فراهم می نماید که مدیران در تجارت جهانی و ر سرمایه گذاری های داخلی و خارجی به موفقیت های چشم گیری نایل آیند.